شرکت

شرکت به شدت کار میکند تجهیزات دارند یکی یکی خریداری میشوند . هرروز پیگیری میکنیم. باید بتوانیم و میتوانیم. یکی از شرکا بسیار فعال است اصلا بیش فعال است صبح اینجاست عصر میگه الان رسیدم تهران نیمه شب باز میبینم اومده . هوا بسیار گرم است این روزها. میگذرند و چون میدانم که میگذرند پس غمی نیست .

سیاست

سیاست را دوست ندارم اما اما دوست دارم یکی از سیاست مداران بودم و روزهام را می گذروندم

سیاست بعضی جاها به درد میخورد

سیاست خوب است

من هم میخواهم بتوانم سهمی در سیاست کشورم داشته باشم

باید در یکی از رشته های علوم سیاسی درس بخونم

من میتوانم

تا بتوانم تجزیه و تحلیل کنم مسایل روز را

خواهیم توانست

امروز یادم رفته چندم ماه و چندشنبه است اصلا هم کاری به اینها ندارم اما هوای خوب همه چیز است میتوانم در این هوا نفس بکشم.

تا کی

تا کی باید تحمل کنیم غم دوری را.

تنهایی

ازدواج درد تنهایی را حل نمیکنه. تنها با تن ها هم همیشه تنهاست

با ما

خیلی جاها خیلی افراد دل ما را شکستند

نمیدونم اینهمه نفرینشان میکنیم به دست انها می رسد یا نه ؟

هم گروهی

امروز در یک گروه واتساپی اسمی از او برده شد و به خیلی تعریفش دادن نمیدونن که دارند در مورد دل و دلدار روزهای جوانی من صحبت میکنند